آسمان مال من است

متن مرتبط با «ماه» در سایت آسمان مال من است نوشته شده است

داستان کوتاه«برف،ماه،پدر»

  • نیلوبلاگ

    برف که بارید،پشت پنجره بودم،تصویر پدرم که خیره به قهرم بود روی شیشه بخار گرفت،بند پوتینهایش شل شد،بغض مادرم لبخند شد و سینی قرآن را پایین آورد؛سرخوش به حیاط رفتیم،آدم برفی مان را ساخت،زیر بارش برف لبه کلاه پدرم مثل ماه شده بود،مرا بوسید و رفت.... پدر شدم نیامد،تنها آدم برفی اش در فضای سرد خانه مان تا قبل از آمدن استخوانهایش زنده مانده بود.با احترام«امین کاشرفی» ...

    ادامه مطلب