ایستاده ایم به شور
تا بمانی ای عالم تاب بی تابان
غروب نکن تا سایه ام قد نکشد
من از ادغام سایه ام با سیاهی وحشت دارم
آنها حجم تنهایی ام را گسترش می دهند
لبریز شد کاسه صبرم در این سفر بی مقصد
شاید تا برآمدن دوباره ات
تپش ضربان انتظارم سکوت کند.
برچسب:
نویسنده: حامد کاشانی