خرید بک لینک
فیلممستند «امتداد»به مرحله تدوین رسید.فیلم مستند«امتداد»که در کشور عراق تولید شده است و در مورد پیاده روی اربعین می باشد زیر میز تدوین«فرید دغاغله»قرار گرفت.در این فیلم که با هفت اپیزود روایت میشود با یک شخصییت محوری روبرو می شویم که از سوسنگرد تا کربلا با او همراه می شویم.دیگر عوامل این فیلم مستندطراح،تحقیق و پژوهش،تهیه کننده و کارگردان:امین کاشرفیتصویر:محادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حامد کاشانی تاريخ: چهارشنبه 9 اسفند 1396 ساعت: 17:01

گویند مردی بود منافق اما زنی داشت مومن و متدین. این زن تمام کارهایش را با "بسم الله" آغاز می کرد. در شأن و منزلت بسم الله همین بس که به فرموده امیرالمومنین امام علی بن ابیطالب سلام الله علیه، اسرار کلام خداوند در قرآن است و اسرار قرآن در سوره فاتحهادامه مطلب

برچسب: «هوالعزیز,الحکیم», نویسنده: حامد کاشانی تاريخ: دوشنبه 24 مهر 1396 ساعت: 20:41

امسال شب یلدامون، خیلی مبارک و پر برکت هست، اولا اینکه روز 30 آذر سالروز آغاز امامت و ولایت امام زمان هست و دوما اینکه 1 دی سالروز ازدواج پیامبر اسلام و حضرت خدیجه هست. ک شب یلدا بین دو تا عید افتاده، حسابی یلداتون مبارک از همین حالا پیشاپیش اعیاد وپیشاپیش یلداتون مبارک. یادتونه پارسال از دوماه قبل از شب یلداتو شبکه های اجتماعی تبریک و شاد باش میومد ما ها هم بی توجه فوروارد میکردیم اما امسال هیچ خبری نیست نه پیشوازی نه تبریکی ..... میدونید چرا چون پارسال شب یلدا با رحلت پیامبر صلی الله و شهادت امام حسن علیه السلام مصادف شده بود ولی امسال شب یلدا با آغاز امامت امام زمان ارواحنا فداه یکی شده ادامه مطلب

برچسب: «شب,یلدا», نویسنده: حامد کاشانی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 10:04

مجموعه مستند «گوش بزنگ»درقالب مستند گزارشی با موضوعات مرتبط با دوران حساس نوجوانی تولید شده و هر هفته شنبه ها ساعت هجده و سی از سیمای خراسان جنوبی شبکه خاوران پخش می شود

عوامل:

طراح،تحقیق،تهیه کننده و کارگردان:امین کاشرفی

نور و تصویر:علی رضا عصمت پناه

تدوین:هادی ثابت،حسین نارمنجی

صدابردار:حسین رویین تن

دستیار تهیه:سعید رضایی

این مجموعه مستند در سی و نه قسمت سی دقیقه ای پخش می شود.

برچسب: مجوعه,مستند«گوش,بزنگ», نویسنده: حامد کاشانی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 10:04

«همسران» همسران باید هم سر یکدیگر باشند نه اینکه مدام سر به سر یکدیگر بگذارند و گاهی زیر سرشان بلند شود که اگر بشود آب ازسرشان می گذرد و با هم سر شاخ می شوند و سرشان را به باد می دهند. میدانید چه زمانی همسران،هم سر نیستند؟ زمانی که سودایی در سر دارند و سرشان درد می کند تا ناخواسته درد سری درست کنند،آنها در اصلاح سرشان باد دارد و هوایی به سرشان می زند تا سر به سر تازه ای پیدا کنند تا سرشان گرم شود؛ می روند پی سرگرمی سر سری،شاید هیچ گاه تصور نمی کنند که موضوع جدید هوای سرشان جدی شود و تنها به نییت سرگرمی تازه ای از سر همسرشان جدا می شوند،مدتها پیش سر این همسران با هم گرم گرم بوده و لحظه ای سرد ادامه مطلب

برچسب: «همسران,سران», نویسنده: حامد کاشانی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 10:04

خواب بودم، خواب دیدم مرده ام/ بی نهایت خسته و افسرده ام/ تا میان گور رفتم دل گرفت/ قبر کن سنگ لحد را گل گرفت/ روی من خروارها از خاک بود/ وای، قبر من چه وحشتناک بود! بالش زیر سرم از سنگ بود/ غرق ظلمت، سوت و کور تنگ بود/ هر که آمد پیش، حرفی راند و رفت/ سوره ی حمدی برایم خواند و رفت/ خسته بودم هیچ کس یارم نشد/ زان میان یک تن خریدارم نشد/ نه رفیقی، نه شفیقی، نه کسی/ ترس بود و وحشت و دلواپسی/ ناله می کردم ولیکن بی جواب/ تشنه بودم، در پی یک جرعه آب/ آمدند از راه نزدم دو ملک/ تیره شد در پیش چشمانم فلک/ یک ملک گفتا: بگو دین تو چیست؟ دیگری فریاد زد: رب تو کیست؟ گر چه پرسش ها به ظاهر ساده بود/ لرزه بادامه مطلب

برچسب: «به,عشق,حسین», نویسنده: حامد کاشانی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 10:04

«رفیق بی رفیق» خدایا،ای رفیق بی رفیق روزهای تنهایی ام آنچه مرا به ساحت مقدست متصل می کند،باد خزان این فصل بی مقدار زندگیست و چه درد ناک رو در روی تو قامت می بندم. چه روزهایی داشتم با تو در عالم خلسه وار زر آنجا که تنها من بودم و تو و به گناهی از پیش مقدر،در پس شهوتی اغواگر به برزخ زمین هبوط کردم تا برزخ مقدری دیگر بسازم و بسوزم. نمی دانم چه سرابی برای سیرابی عطشناک این روزهایم مهیا کردی که اینچنین به بندم کشیدی که از قله دردهایم به نور حضورت خیره شوم. گله دارم از تو ای رفیق بی رفیق روزهای تنهایی ام نه قلمم جسارت دارد نه زبانم و نه جانم که بند این پیوند را بگسلد و روحم را به عالمت متصل کند. معلادامه مطلب

برچسب: «رفیق,رفیق», نویسنده: حامد کاشانی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 10:04

برف که بارید،پشت پنجره بودم،تصویر پدرم که خیره به قهرم بود روی شیشه بخار گرفت،بند پوتینهایش شل شد،بغض مادرم لبخند شد و سینی قرآن را پایین آورد؛سرخوش به حیاط رفتیم،آدم برفی مان را ساخت،زیر بارش برف لبه کلاه پدرم مثل ماه شده بود،مرا بوسید و رفت....

پدر شدم نیامد،تنها آدم برفی اش در فضای سرد خانه مان تا قبل از آمدن استخوانهایش زنده مانده بود.

با احترام«امین کاشرفی»

برچسب: داستان,کوتاه«برف,ماه,پدر», نویسنده: حامد کاشانی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 10:04

مردانی چون ارسطو می گویند که برخی برای بردگی و گروهی برای آقایی به این دنیا می آیند. یقین کردم که ما برای بردگی به دنیا آمده ایم و سرنوشت مقدرمان باربری و تازیانه خوردن و تحقیر شدن و نجس تلقی شدن است. اما برادر! ناگهان خبر یافتیم که مردی از کوه فرود آمده است و در کنار معبدی فریاد زده است:" من از جانب خدا آمده ام." و من باز بر خود لرزیدم که باز فریبی تازه برای ستمی تازه اما چون زبان به گفتن گشود، باورم نشد: "من از جانب خدا آمده ام که خدا اراده کرده است تا بر همه بردگان و بیچارگان زمین منت بگذارد و آنان را پیشوایان جهان و وارثان زمین قرار دهد." شگفتا! چگونه است که خدا با بردگان و بیچارگاادامه مطلب

برچسب: صلوات,محمد,محمد, نویسنده: حامد کاشانی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 10:04

پخش سری دوم مجموعه مستند سایه های سرد از شبکه خاوران

یک شنبه ها ساعت بیست و دو

طراح،تهیه کننده و کارگردان:امین کاشرفی

تصویر و نور:علی عصمت پناه

تدوین و صدا گذاری:هادی ثابت

برچسب: فیلم مستند سایه های شهر شلوغ, نویسنده: حامد کاشانی تاريخ: دوشنبه 26 مهر 1395 ساعت: 21:40

طلوع آمدنت را به غروب رفتنت متصل کن تا تمام روز را به یادت باشم

من مانده ام وتو،تویی که نمی شناسمت

بودنت را تاب ندارم آنگونه که باید

و نبودنت بی قرارم کرده است

شاید این گمشده پرنیاز

خودم باشم برای خودم

همان که سالها زیر بار سنگین چشمهایم

پنهانش کرده بودم

من تمام روز را با تو هستم بی آنکه بدانم که هستی ات،هست م می کند یا نیست.

برچسب: بی قراری,بی قراری نوزاد,بی قرار,بی قراری پا,بی قرار علیرضا قربانی,بی قرارم,شهاب تیام بیقراره دلم,بی قرار شهاب تیام,بی قراری نوزاد در خواب,بی قرارم کن, نویسنده: حامد کاشانی تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 17:39

برف که بارید،پشت پنجره بودم،تصویر پدرم که خیره به قهرم بود روی شیشه بخار گرفت،بند پوتینهایش شل شد،بغض مادرم لبخند شد و سینی قرآن را پایین آورد؛سرخوش به حیاط رفتیم،آدم برفی مان را ساخت،زیر بارش برف لبه کلاه پدرم مثل ماه شده بود،مرا بوسید و رفت....

پدر شدم نیامد،تنها آدم برفی اش در فضای سرد خانه مان تا قبل از آمدن استخوانهایش زنده مانده بود.

برچسب: نویسنده: حامد کاشانی تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 17:39

زندگی سه بخش مهم دارد گذشته حال اینده همیشه به شکلی غم انگیز به گذشته متصلیم و حسرت روزهای از دست رفته را بر دوش می کشیم و چه بارسنگینی دارد حجم تحمل روزهای رفته بر باد و همیشه منتظر اینده ای هستیم که گذشته مارا تکرار نکند و همواره از ترس تکرار بار سنگین گذشته...حالمان را فراموش که هیچ در گذشته و اضطراب اینده محو و نابود می کنیم این غم انگیز ترین سرود زندگیست و یک هارمونی تکراری در ذهن این روزهایمان ایجاد می کند بدتر از همه این است که ما در زنده ماندن دچار روزمره گی شده ایم ای کاش طعم زندگی در زمان حال را به گونه ای مزه کنیم که با حسرت گذشته و اضطراب ایندهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حامد کاشانی تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 17:39

فرمان اول:مهربانی با مردم را پوشش دل خویش قرار ده وباهمه دوست ومهربان باش . فرمان دوم :مبادا هرگز چونان حیوان شکاری باشی که خوردن آنان را غنیمت دانی زیرا مردم دودسته اند دسته ای برادر دینی تو دسته ای دیگر همانند تو در آفرینش . فرمان سوم :آنان (مردم)را ببخشای وبر آنان آسان گیر آنگونه که دوست داری خدا تو را ببخشاید وبرتو آسان گیرد . فرمان چهارم :برببخش دیگران پشیمان مباش واز کیفر کردن شادی مکن. فرمان پنجم :با مردم وخویشاوندان نزدیک انصاف را رعایت کن وچیزی جز ستمکاری نعمت خدا را دگرگون نمی کند وخداوند در کمین ستمکاران است . فرمان ششم :در جلب خشنودی مردم گسترادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حامد کاشانی تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 17:38

مصاحبه جالب دکتر احمد طیب رئیس الازهر درباره شیعه و سنی در شبکه نیل مصر - خبرنگاری سؤال کرد آیا به نظر شما عقاید شیعه مشکل ندارد؟ شیخ طیب جواب داد: نه چه مشکلی دارند، ۵۰ سال پیش شیخ شلتوت فتوا داده است? که شیعه مذهب پنجم اسلام و مانند مذاهب دیگر است. - خبرنگار گفت: فرزندان ما در حال شیعه شدن هستند چه باید بکنیم؟ شیخ جواب داد: خوب بشوند مگر کسی از مذهب حنفی با مالکی برود ما اشکالی به او می گیریم؟ خوب این ها هم از مذهب چهارم به مذهب پنجم رفته اند. - خبرنگار پرسید شیعیان با ما درحال قوم و خویشی هستند و با فرزندان ما ازدواج می کنند. شیخ جواب داد: چه اشکالی داادامه مطلب

برچسب: چند کلمه حرف حساب,چند كلمه حرف حساب, نویسنده: حامد کاشانی تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 17:38

صفحه بندی